طراوت بهار

جوابتون برام مهمه هاااا توی نظرات بنویسید


برچسب‌ها:
نوشته شده در شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 23:38 توسط mahya|

خدااااایاااااا من نمی فهمم در دنیای تو

همه که می گویند شکست خوردند و

معشوقشان رها کرده آن ها رو

واااااای پس کیااااا دل آدم هارو میشکنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدااااایاااا من نمی فهمم که در دنیای تو

چه دلخوشی دارد شکستن دلی که

با بودن کسی آروم میگیره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خداااایاااا من نمی فهمم در دنیای تو

چرا کسی که نارو زده رو زرنگ میخوانند و

کسی که نارو خورده رو ابله؟؟؟؟؟؟؟

وااااااای چیکار کنم؟؟؟؟؟

به کی میشه تکیه کرد که کمرمو از بین نبره؟؟؟؟

خدایااا چرا بازار یوسف فروشی زیاد شده؟؟؟

نمی دووووونمممممممممممم

 


برچسب‌ها:
نوشته شده در شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 23:27 توسط mahya|

خسته ام پینوکیو

اینجا ادمها دروغهایه شاخ دار میگویند

و

دماغ خود را جراحیه پلاستیک میکنند...

 

 .

.

جریان چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا هیچگاه پیدا نمیشود جسد آنانی که ادعا میکنند بدون ما میمیرند
.
.
.
 
این روزها هوای مرا نداری ،
خفه نمیشوی ؟ بی هوای من !
.
.
.
گاهی سردی یک نگاه میتواند آدم را آتش بزند
 

 

 

 

 

 

 

برچسب‌ها:
نوشته شده در شنبه 28 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 23:11 توسط mahya|

گاهی اونقدر عاشقی که خودت برای خودت اصلا مهم نیستی

گاهی اصلا نمی دونی که داری توی عشق میسوزی

گاهی نمی دونی عاشقی یا فقط حوسه

گاهی اونقدر در فراق یار اشک می ریزی که دیگه جاییو نمی بینی

گاهی اونقدر نسبت بهت بی تفاوته که خورد میشی

اصلا خدایی عشق چیز خوبیه یا بد؟؟؟؟

گاهی اوقات عشق بد دردیه

 


برچسب‌ها:
نوشته شده در دو شنبه 23 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 21:55 توسط mahya|

دوستی را باید از کویر آموخت

که به عشق خورشید

از دریا بودن گذشت.....


برچسب‌ها:
نوشته شده در دو شنبه 23 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 21:52 توسط mahya|

غصه مرا کشت!!‏
وقتی دیدم..
دست به سینه ایستاده ای!!‏
من تمام راه را..
برای آغوشت دویده بودم!‏


برچسب‌ها:
نوشته شده در دو شنبه 23 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 21:46 توسط mahya|

وقتــي دستــ زني را عاشقانهــ ميگيري

تازهــ ميفهمي مرد بودنــ را بايد ميانِ دستانِــ

ظريف زنــ احساس کرد

مرد کهــ باشي

وقتيــ سرتو روي سينهــ اشــ ميــذاري

حس ميکني چقدر بهــ زن نيازمندي

و زن چقدر به حس مرد بودنت نيازمندِ...

 


برچسب‌ها:
نوشته شده در دو شنبه 16 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 1:56 توسط mahya|

گاهی دلت میخواد

همه ی بغض ها از توی نگاهت خونده بشه

میدونی که جسارت گفتن کلمات رو نداری

اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا یه جمله ای مثل:چیزی شده؟

اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و

با لبخند سرد میگی:هیچی...!!!


برچسب‌ها:
نوشته شده در دو شنبه 16 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 1:51 توسط mahya|

 

چه اشتباه بـزرگیست!...‏

تلخ کردن زندگیمان برای کسی که...‏

در دوری ما

شیرین ترین

لحظات

زندگیش

را سپری میکند . .


برچسب‌ها:
نوشته شده در دو شنبه 16 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 1:47 توسط mahya|

 

خیلی بده  رفیقی رو که اندازه دنیا
 
دوسش داری خود دنیا ازت بگیردش....
 
 خیلی بده یکی بشه دنیات
 
بعد دنیات رو روسرت خراب کنه....


برچسب‌ها:
نوشته شده در دو شنبه 16 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 1:42 توسط mahya|

آنقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم


که میترسم هرگاه از شادی به هوا بپرم


زمین را از زیر پایم بکشند...

 

خـدايا حواســت هســـت؟؟

صداي هق هق گريه هام از هـــــمون گلویي مياد که

تو از رگـــــش به من نزدیکتری


برچسب‌ها:
نوشته شده در چهار شنبه 11 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 13:17 توسط mahya|
چه لحظـــه دردآوریـــه،

اون لــحظه کــه میپرسه: خوبیــ؟

بغض تو گلوتــ میپیــچه ...

5 خط تایپ میكــنی، ولــی بــه جــای enter ...

همــه رو پاکــ می‌كــنی و می‌نویســی: ...

خوبــم مرســی تو خوبـــــی؟


برچسب‌ها:
نوشته شده در چهار شنبه 11 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 13:11 توسط mahya|


برچسب‌ها:
نوشته شده در چهار شنبه 11 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 12:54 توسط mahya|

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟  

خواهان کسی باش که خواهان تو باشد.

 

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟

آغاز کسی باش که پایان تو باشد.


برچسب‌ها:
نوشته شده در چهار شنبه 11 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 12:46 توسط mahya|

هرکس به طريقي دل ما مي شکند          

بيگانه جدا دوست جدا مي شکند

 

 گر بيگانه بشکند حرفي نيست                       

من درعجبم، دوست چرا مي شکند

 


برچسب‌ها:
نوشته شده در چهار شنبه 11 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 12:23 توسط mahya|

دلم آغوش میخواهد…

نه زن و نه مرد..

خدایا زمین نمیایی؟


برچسب‌ها:
نوشته شده در چهار شنبه 11 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 1:2 توسط mahya|

کاش..

 

اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه “حالت چطوره” ؟

 

و تو جواب میدی خوبم…

 

کسی باشه محکم بغلت کنه و آروم توی گوشت بگه میدونم خوب نیستی…!


برچسب‌ها:
نوشته شده در چهار شنبه 10 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 23:57 توسط mahya|

بزرگتر که می شوی غصه هایت زودتر از خودت قد می کشند

 

لبخندهایت را در آلبوم کودکیت جا میگذاری و ناخواسته وارد

 

دنیای لبخندهای مصنوعی میشوی شاید بزرگ شدن،

 

آن اتفاقی نبود كه انتظارش را میكشیدم…!


برچسب‌ها:
نوشته شده در سه شنبه 10 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 23:54 توسط mahya|

 

 

کـاش مـی فـهـمیـدی ....

 

قـهـر میـکنم تـا دسـتـم را مـحـکمتر بگیـری و بـلـنـدتـر بـگـویی:

 

 

بـمان...

 

 

نـه ایـنـکـه شـانـه بـالا بـیـنـدازی ؛

 

و آرام بـگویـى:

هـر طور راحـتـى ... !

 


برچسب‌ها:
نوشته شده در سه شنبه 10 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 23:47 توسط mahya|

اونی که یه بار تنهات گذاشت

بازهم تنهات میزاره.......

اونی که یه بار بهت خیانت کرد

باز هم بهت خیانت میکنه ......

اونی که رفیق نیمه رات شد

باز هم وسط راه ولت میکنه .....

اونی که رفته

دیگه رفته .....

بازهم میره ....

پس درو بروش باز نکن و نزار با زندگیت بازی کنه....

بهش اعتماد نکن ....

هیچ وقت .....

هیچ وقت .......

 


برچسب‌ها:
نوشته شده در سه شنبه 10 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 23:26 توسط mahya|

صدایت نمی کنم که برگردی .....

مزاحمت نمی شوم که بمانی.....

راهت را صد نمی کنم که منصرف شوی......

اگر برایت مهم باشم ......

اگر سهمی در تنهاییات داشته باشم........

خودت برای برگرشتن پیش من لحظه شماری میکنی ....

پس من منتظرتم .....

اما.....

هیچ وقت به زبان نمیاورم ....

خودت برگرد پیشم .....

 


برچسب‌ها:
نوشته شده در سه شنبه 10 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 23:18 توسط mahya|

برای بعضی از درد ها نه می توان گریه کرد نه می توان  فریاد زد........

برای بعضی درد ها فقط میتوان نگاه کرد..........

لبخند زد و بی صدا شکست............


برچسب‌ها:
نوشته شده در سه شنبه 10 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 23:13 توسط mahya|

بگذار سرنوشت

هر راهی را که میخواهد برود،

ما راهمان جداست...


این ابرها

تا میتوانند ببارند

ما چترمان خداست...


برچسب‌ها:
نوشته شده در سه شنبه 10 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 13:24 توسط mahya|

واقعا به نظر شما عشق یعنی چه؟

اخه عاشق کی بشی که پات بمونه؟؟

با کی باشی که ترکت نکن؟؟

عشق واقعی که پات میمونه

خودتشو به ابو اتیش میزنه برات

فقط خداست........


برچسب‌ها:
نوشته شده در سه شنبه 10 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 13:20 توسط mahya|

 

چه خوش خیال بودم ...
که همیشه
فکر می کردم
در قلب تو
محکومم
... .....به حبس ابد!!
... به یکباره جا خوردم ......
وقتی
زندان بان
برسرم فریاد زد
هی...
تو ...
آزادی!
.
.
.
و صدای گامهای
غریبه ای که به سلول من می آمد . . .
 

 


برچسب‌ها:
نوشته شده در دو شنبه 9 ارديبهشت 1392برچسب:,ساعت 23:40 توسط mahya|

آخرين مطالب
Design By : ghalebeweblog.ir